تنهایی من
خاطرات
چنان سیب میخوریم که ازش فقط چوبی باقی میمونه جای تعجب نیست ؟ آخه ما هر چی چوب میخوریم از سیب خوردن ما شروع شده !!!!!!!!! درسته ؟؟؟؟؟ هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمیکند رودخانه ها آب خود را مصرف نمیکنند درختان میوه خود را نمی خورند خورشید گرمای خود را استفاده نمیکند ماه ، در ماه عسل شرکت نمیکند گل ، عطرش را برای خود گسترش نمیدهد نتیجه : زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . . . . . زنها هرگز نمیگویند تو را دوست دارم ولی وقتی از تو پرسیدند مرا دوست داری بدان که درون آنها جای گرفته ای . . . . . . سکه ها همیشه صدا دارند اما اسکناس ها بی صدا پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود بیشتر آرام و بی صدا باشید . . . . . . سطر ها بسیار موثر هستند چون به شما میفهمانند که : ۱٫ نظم و ترتیب همیشه در اولویت است ۲٫ سکوت معنی دار بهتر از کلمات بی معنی است . . . . . . هرگاه میخواهی بدانی که چقدر محبوب و غنی هستی هرکز تعداد دوستان و اطرافیانت به حساب نمی آیند فقط یک قطره اشک کافیست تا ببینی چه تعداد دست برای پاک کردن اشک های تو می آید . . . . . . در مسابقه بین شیر و گوزن ، بسیاری از گوزن ها برنده میشوند چون شیر برای غذا میدود و آهو برای زندگی پس ” هدف مهم تر از نیاز است “ . . . یک جمله فوق العاده ، که در هر ایستگاه اتوبوس ژاپنی نوشته شده است اتوبوس متوقف خواهد شد ، اما شما پیاده روی به سمت هدف را ادامه دهید . . . . . . جمله “به تو افتخار می کنم” همان قدر به مردان انرژی می دهد که جمله “دوستت دارم” به زنان . . . . . . من نمیگویم که ١٠٠٠ شکست خوردهام. من میگویم فهمیدهام ١٠٠٠ راه وجود دارد که میتواند باعث شکست شود . . . (توماس ادیسون) . . . این روزها همه ترس از دست دادن آبروی خود دارند اما به سادگی آبروی دیگران را می برند . . . . . . وقتی در وضعیت خوبی هستید ، یک اشتباه را یک جک در نظر میگیرید اما زمانی که در وضعیت بدی قرار دارید ، حتی از یک جوک ناراحت میشوید و اشتباه میپندارید . . . . . . مواظب کلماتی که در صحبت استفاده میکنید باشید آنها شاید شما را ببخشند ، اما هرگز فراموش نمیکنند . . . . . . از گوش دادن به سخنان دشمنانتان غافل نباشید آنها اشتباهات شما را به خوبی بیان میکنند ! (شکسپیر) . . . مهم ترین زمان برای نگه داشتن خلق و خوی ما وقتی است که طرف مقابل ، آن را از دست داده . . . . . . به منظور موفقیت تمایل شما برای رسیدن به موفقیت ، باید بیشتر از ترس از شکست باشد . . . . . . اگر شما برای انجام کاری که باید انجام بدهید ، راهی پیدا کردید آن را انجام خواهید داد در غیر این صورت ، یک بهانه برای انجام ندادن پیدا کردید . . . . . . “مدارا” بالاترین درجه قدرت و “میل به انتقام” اولین نشانه ضعف است . . . . . . طوطی صحبت میکند ، اما اسیر قفس است اما عقاب سکوت میکند و دارای اراده پرواز . . . . . . ما در زندگی آسایش را با کسانی داریم که با موافق هستند اما زمانی رشد میکنیم با کسانی که با ما اختلاف نظر دارند . . . . . . اگر شما یک سیب بد طعم را خورده باشید میتوانید طعم یک سیب خوب را درک کنید پس ، از تلخی های زندگی درس بگیرید تا بتوانید آن را درک کنید . . . چیز هایی که از دست داده ای را به حساب نیاور چون گذشته هرگز برنمیگردد اما گاهی اوقات ، آینده میتواند چیزهایی که از دست داده ای را برگرداند به آن فکر کن . . . . . . آدم وقتی فقیر میشه خوبیهاشم حقیر میشه اما کسی که زور داره یا زر داره ، حقارت هاش هنر میشه (دکتر علی شریعتی) . . . اگر رنجی نمی بردیم هرگزمهربان بودن را نمی آموختیم . . . . . . چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند بواسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند . . . . . . دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . . (صادق هدایت) . . . به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید ! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید . . بر گرفته از وبلاگ سارینا جون نمی دونم واسه این تصویر چی بنویسم ؟ فقط ببینید این تبر چه فاتحانه پس از یک نبرد یک طرفه پاهاشو رو تنه درخت گذاشته و عکس یادگاری گرفته ؟ جل الخالق !!!!!!!! میبینید تو این دنیا چه عجایبی هم پیدا میشه ؟ امروز میخام حال و هوای وبلاگ رو عوض کنم چند تا عکس بسیار زیبا و در واقع شاهکار خداوند رو در تزیین دنیا براتون بذارم ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود. امیدوارم خوشتون بیاد ... 1- شش سال اوّل زندگی: • گریه نکن • شیطونی نکن • دست تو دماغت نکن • تو شلوارت پیپی نکن • مامانت رو اذیّت نکن • روی دیوار نقاشی نکن • اسباببازیها رو تو دهنت نکن • انگشتت رو تو پریز برق نکن • دمپایی بابا رو پات نکن • به خورشید نگاه نکن • شبها تو جات جیش نکن ۲- دوره دبستان: • موقع رفتن به مدرسه دیر نکن • ورقهای دفترت رو پاره نکن • مدادت رو تو دهنت نکن • حیاط مدرسه رو کثیف نکن • تختهسیاه رو خطخطی نکن • گچ رو پرت نکن • تو کلاس پچپچ نکن 3- دوره راهنمایی: • ترقّه بازی نکن • موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن • تو کوچه فوتبال بازی نکن • دست تو جیبت نکن • تو کلاس صحبت نکن • بعد از ظهر سروصدا نکن • اتاقت رو شلوغ نکن • جرّ و بحث نکن 4- دوره دبیرستان: • با کامپیوتر بازی نکن • تقلّب نکن • با دوستات موتورسواری نکن • عصرها دیر نکن • تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن • مردمآزاری نکن • نصف شب سرو صدا نکن • وقتت رو با مجله تلف نکن 5- دوره دانشگاه: • رشتهای رو که دوست داری انتخاب نکن • سر کلاس درس غیبت نکن • خیابونها رو متر نکن • شب برای شام دیر نکن • چراغ قرمز رو عشقی رد نکن • آستین کوتاه تنت نکن • همه رو دودره نکن 6- دوره سربازی: • موهات رو بلند نکن • روت رو زیاد نکن • از اوامر سرپیچی نکن • فرار نکن • با اسلحه شوخی نکن • غیبت نکن • به آینده فکر نکن • درگیری ایجاد نکن • به فرمانده بیاحترامی نکن • غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن • اعتراض نکن • از تلف شدن وقتت ناله نکن 7- دوره شوهر بودن: • به زنت خیانت نکن • با دوستانت الواتی نکن • به زنهای دیگه نگاه نکن • موبایلت رو قایم نکن • از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن • پولت رو خرج دوستات نکن • رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن • غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن • ریسک نکن • بدون اجازه زنت هیچ کاری نکن 8- دوره پدر بودن: • بچّه رو تنبیه نکن • به بچّه بیتوجّهی نکن • بچّهت رو با بچّههای دیگه مقایسه نکن • به بچّه توهین نکن • بچّه رو از بازی منع نکن • با بچّه کلکل نکن • بچّه رو محدود نکن • بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن • آزادی بچّه رو محدود نکن • به حلالزاده بودن بچّه شک نکن • از خواستهای بچّه چشمپوشی نکن 9- دوره پیری: • برای بچّههات مزاحمت ایجاد نکن • نوههات رو لوس نکن • به خاطراتت فکر نکن • پولت رو خرج نکن • هوس جوونی نکن • غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن • از رفتن به خانه سالمندان احساس نارضایتی نکن • لباس شاد تنت نکن • تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن • از گذشته ناله نکن • به هر کی رسیدی، نصیحت نکن • به آینده فکر نکن 10- دوره پس از مرگ ! • حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت میخواد بکن.... • ......بکن • ....... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن مدیرعامل بیمه البرز از ارائه پوشش جدیدی با عنوان بیمه درمان سرطان از سوی این شرکت در آینده ای نزدیک خبر داد و گفت: انحصار صدور این بیمه نامه تا پنج سال در اختیار بیمه البرز است. محمد ابراهیم امین در گفت و گو با پایگاه خبری اعتبار با اشاره به دریافت مجوز عرضه بیمه سرطان از بیمه مرکزی اظهار داشت: در کمتر از یک ماه آینده، این نوع بیمه نامه عملیاتی و اعلام عمومی خواهد شد که با دریافت حق بیمه ای اندک، پوشش بلندمدتی برای مردم ایجاد خواهد شد و در صورت ابتلا به این بیماری، بیمه البرز تمامی هزینه های درمان را تا سقف یک میلیارد ریال پرداخت خواهد کرد. وی با بیان این نکته که این بیمه نامه در مرحله طراحی های سیستماتیک از لحاظ فرم و نرم افزار صدور است بلافاصله پس از نهایی شدن، جزییات آن اعلام خواهد شد. مدیرعامل بیمه البرز با تاکید بر این نکته که بیش از 70 میلیون ایرانی به صورت بالقوه مشتری بیمه نامه سرطان هستند پیش بینی کرد که با توجه به انحصار پنج ساله این بیمه نامه، بازار گسترده ای برای این نوع پوشش در سطح کشور ایجاد شود. وی با اشاره به این نکته که حق بیمه این نوع پوشش، متناسب با سن افراد بیمه شده است، یادآور شد: برای طراحی این بیمه نامه ، 6 ماه کار کارشناسی با بهره گیری از متخصصان پزشکی و آمار انجام شده و تمامی محاسبات صورت گرفته و مورد تایید بیمه مرکزی قرار گرفته است. به گفته امین، با نهایی شدن طراحی ها و تدارک نرم افزارها، 50 شعبه و یکهزار و 700 نمایندگی بیمه البرز در سراسر کشور آمادگی فروش بیمه نامه سرطان را خواهند داشت. مدیرعامل بیمه البرز تاکید کرد که بیمه نامه سرطان، بازار بیمه را متحول خواهد کرد و نگرانی 70 میلیون ایرانی را در تامین هزینه های ابتلا به این بیماری مرتفع خواهد کرد. وی ادامه داد: برای نخستین بار در کشور است که شرکت بیمه ای برای یک بیماری خاص، پوشش بیمه ای ارائه می کند که همین موضوع، آثار روانی مثبتی در جامعه ایجاد خواهد کرد. این بیمه نامه فقط منحصر به بیمه البرز میباشد و هیچ یک از شرکتهای بیمه دیگر قادر به صدور این بیمه نامه نمی باشد با توجه به اینکه حقیر دارای نمایندگی بیمه البرز هستم و وبلاگی با عنوان دانستنیهای بیمه با آدرس www.alborz5006.blogfa.com دارم از شما تقاضا دارم بزرگواری فرموده و به جهت بالا بردن سطح معلومات و شاید همکاری متابل سری به وبلاگ دومم بزنید و حقیر را از نظرات سازنده خود بهره مند فرمایید مطمئن باشید به وقت گذاشتن و بازدید از وبلاگ می ارزد ممنونم از لطف بیکران شما دوستان خوبم پس بیاییم از امروز به مشکلاتی که دور و بر ما وجود دارد با نگاه دیگر و در واقع دقیق تر توجه کنیم شاید رفع آنها آسانتر از آن چیزی باشد که فکر میکنیم همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک شماره از دستگاه گرفت. وقتی شماره اش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره دیروز اولین سالگرد نوزاد زاییده ذهن کوچک من بود از زمانی که این نوزاد بدنیا آمد روزهای خوش و ناخوش زیادی با هم داشتیم با همدیگه غصه خوردیم - با همدیگه خندیدیم - با هم عصبانی شدیم و........................................................ حالا که فکر میکنم یه خورده تنها یه خورده در حال درک کردن عشق مادر به کودک زاییده اش هستم توی این چند روز اکثر دوستان مجازی من که صد البته بهتر و دوست داشتنی تر از دوستان غیر مجازی هستن صدای قدمهاشان را در کاخ تنهاییم به صدا در آوردن و چون این کاخ خالیست همچون کویر میخواهم حرف دلم را که سالیست بر زبان جاری نکردم امروز در فضای مجازی فریاد بزنم تا بگوش عزیزان برسد و بدانید که آنرا با عمق وجودم فریاد زدم : همه تان را دوست دارم و به داشتن چون شمایی افتخار میکنم و بر خود میبالم امروز اولین سال تولد وبلاگ منه یک سال باهاش بودم و دغدغه هامو توش نوشتم میدونم وبلاگ خوبی نشده ولی خداییش با نوشتن این مطالب خودم خیلی سبک شدم از همه اونایی که تو این مدت مثل یه دوست خوب همیشه بهم سر زدن و باعث دلگرمی من شدن بی نهایت ممنونم واین وبلاگ باعث شد دوستان مجازی زیادی پیداکنم و از این بابت هم خوشحالم هر چند بعضی هاشون دیگه بهم سر نزدن یا وبلاگ خودشونو به روز نکردن ولی برای همه آرزوی سلامت و سعادت دارم من همسن و سال پسر تو هستم ، تو همسن و سال پدر من هستی. شوم ، تو برای استراحت به شمال می روی، هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم که از همه تهوع آور بوداينکه در آن سن و سال، زن داشت.... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم ازخيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم!!!! پس : به اشکالات دیگران نگاه کن ولی بهشون نخند چون ممکنه یه روز خودت به خودت بخندی !!!!!!!!!!!!!! حالا شما فکر میکنین مشکلات دیگران مربوط به خودشونه و به ما ربطی نداره ؟؟؟؟؟؟ یه خورده بیشتر بهش فکر کنین مطمئنم نظرتون عوض میشه !!!!!!! دلگيرم،گفت:حتي از من؟گفتم خدايا دلم را ربوده اند،گفت:پيش از من؟گفتم خدايا دل بستم،گفت:به غير من؟گفتم خدايا دوستت دارم،گفت:بيش از من؟گفتم خدايا چقدر دوري،گفت:تو يا من؟گفتم خدايا آنقدر نگو من،گفت:من توام،تو من !!!!!!!!!!! چارلي چاپلين مي گويد آموخته ام که.. با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه، رختخواب خريد ولي خواب نه، ساعت خريد ولي زمان نه، مي توان مقام خريد ولي احترام نه، مي توان کتاب خريد ولي دانش نه، دارو خريد ولي سلامتي نه، خانه خريد ولي زندگي نه و بالاخره ، مي توان قلب خريد، ولي عشق را نه. آموخته ام که... تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد کردي آموخته ام ... که مهربان بودن، بسيار مهم تر از درست بودن است آموخته ام ... که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي، نه گفت آموخته ام ... که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم آموخته ام ... که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد، همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم آموخته ام ... که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد، فقط دستي است براي گرفتن دست او، و قلبي است براي فهميدن وي آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي، شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است آموخته ام ... که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است، هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند آموخته ام ... که پول شخصيت نمي خرد آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند آموخته ام ... که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم آموخته ام ... که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد آموخته ام ... که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد آموخته ام ... که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم آموخته ام ... که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم آموخته ام ... که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد آموخته ام ... که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را وسعت داد. ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟
یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند میخری؟
حاضری برای بوکردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمامرخ ماه قیمتش چنده؟
ولی اینم میدونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به گلهای وحشی
چرا وقتی رعدوبرق میاد تو زیر درخت فرار میکنی؟
میترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون میخواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقتها یادمون میره چرا بارون مییاد!
اینجوری فقط میخواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت میکنه که اه چه بیموقع شروع شد، کاش چتر داشتم،
هیچوقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه میکنن؟
اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمیمونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچوقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذرهذره وجودشو انرژی میکنه و به موجودات زمین میبخشه؟!
ماهانه میگیره یا قراردادی کار میکنه؟
برای ساختن یه رنگیکمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته میشه؟
بابت این کارش چقدر حقوق میگیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمییاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمیکنیم؟
تا حالا شده بهخاطر اینکه زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.
قیمت بلیتش هم دل تومنه!
خودتو به آب و آتیش میزنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار
لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک میکنه و
تو که قیمت همه چیز و با پول میسنجی تا حالا شده از خدا بپرسی:
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بیعیب چقدر میارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟
خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوالها مثل اینکه شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...
اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این داراییهایی رو که داری ازت بگیرن زمین
چی خیال کردی؟
پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!
اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی بهحساب
تا اونجاکه اگه صاحبش بخواد
اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانهمون با خدا پول بدیم؟
یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بیمنت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم اون وقت
قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو![]()
![]()
![]()
شما نیوز: مائده هفت ساله لحظات عمرش را با درد جانکاهی در قلبش سپری می کند و درحالی چشم به راه نقطه امیدی برای ادامه زندگی است که به دلیل دمای بالای بدنش جانپناهی جز یخچال ندارد . زمستان ها سرفه می کند و تابستان ها از فرط گرما ساعتی را در یخچال خانه می نشیند تا نفسش بند نیاید.
مائده دختر بچه سیرجانی هر چند تنی رنجور و کوچک دارد اما این دختر بچه در قلب خود درد سنگینی را جای داده است، مائده به دلیل بیماری مادر زادی تنها نیمی از قلب خود را در سینه دارد و ۷ سال گذشته را با درد ناشی از این کمبود سپری کرده است.
مائده هفت سال دارد. او مثل تمام هفت ساله های دیگر باید اول مهر به کلاس اول می رفت. اما پایش را به کلاس درس نگذاشت. مائده هفت سال دارد. او باید از بازی با همسالانش لذت ببرد اما او زمستان ها سرفه می کند و تابستان ها از فرط گرما ساعتی را در یخچال خانه می نشیند تا نفسش بند نیاید. مائده از یک بیماری قلبی مادرزادی رنج می برد. بیماری که به گفته پزشکان هر لحظه می تواند موجب شود تا «مائده» از دست برود.
به جای زنگ خانه باید درِ گاراژ را بکوبی. در که باز می شود باید از کنار یک خودروی پارک شده گذر کنی تا به یک درِ چوبی کوچک برسی. اهل خانه تعارف می کنند و در باز می شود. حالا با یک اتاق حدودا ۲۰ متری روبرو می شوی که تمام وسایل زندگی یک زوج جوان و دو فرزندشان (مائده ۷ ساله و عارفه ۵ ساله)در آن چیده شده است. «ببخشید آقا. خانه ما آشپزخانه و پذیرایی اش یکی ست.» این را احمد قاسمی مرد خانه به زبان می آورد و معصومه علیخانی هم با تکان دادن سر حرف های شوهرش را تایید می کند.
زن و شوهری که این روزها غم اصلی شان نداشتن خانه ای متعلق به خودشان نیست. آن ها نزدیک هفت سال است که از دردی بزرگ رنج می برند. دردِ «مائده». مائده از یک ناهنجاری مادرزادی رنج می برد.
معصومه می گوید: فرزندش وقتی پنج ماهه بوده یک پزشک متخصص اطفال در سیرجان متوجه صدای اضافی در بدن او می شود. پس از آن یک متخصص قلب تشخیص « ناهنجاری مادرزادی قلبی» را می دهد. پس از آن معاینه های دقیق یک پزشک متخصص قلب در شیراز راز بیماری عجیب مائده را برملا می کند.
به گفته احمد قاسمی پزشکان گفته اند که "بطن چپ در قلب مائده تشکیل نشده، سرخ رگ به سیاه رگ پیوند خورده، یکی از دریچه های قلب بسته است و یک حفره در قلب شکل گرفته است." از زمان تشخیص بیماری مائده تاکنون اما هیچ پزشکی حاضر نشده که او را تحت عمل جراحی قرار دهد.
معصومه علیخانی مادر مائده می گوید دو پزشک متخصص در شیراز و در کرمان تاکید کرده اند که مائده برای زنده ماندن بختی ندارد و در فاصله کوتاهی جانش را از دست می دهد. مادر مائده درباره پرونده پزشکی فرزندش و لحن ناامیدانه برخی پزشکان هم می گوید: یکی از پزشکان پرونده فرزندم را پاره کرد و گفت دیگر پیگیری نکنید فرزندتان به زودی می میرد. حالا شش سال از این حرف گذشته ولی مائده زنده مانده است.
اگر ۳۰ میلیون داری اینجا قدم بزن
پس از این اظهار نظر پدر و مادر مائده دست از تلاش نمی کشند و به تهران می روند. یک پزشک متخصص قلب در یک بیمارستان خصوصی او را معاینه می کند و باز هم تاکید می کند که پیگیری مداوای مائده بی فایده است.
معصومه علیخانی در این باره می گوید: دکتر به من گفت فکر کن یک عروسک داشتی و حالا عروسکت خراب شده و باید ازش دل بکنی.هنوز حرف معصومه تمام نشده که احمد می گوید: نه فکر کنم! وقتی دیدند ما پول نداریم خیلی رغبتی به درمان مائده نشان ندادند. همین دکتر به ما گفت اگر ۳۰ میلیون تومان توی جیبتان دارید توی راهروهای این بیمارستان قدم بزنید. اگر ندارید الکی وقت تلف نکنید.
برق امید در چشمان پدر
به گفته احمد قاسمی آذرماه امسال کور سوی امیدی برای شان روشن شده. مائده از طرف اداره بهزیستی سیرجان به یک پزشک در تهران معرفی شده و دوباره پرونده جدیدی برای او تشکیل شده است.
احمد می گوید: این دکتر به مان گفت یا باید پیوند قلب انجام شود و یا قلب فعلی جراحی شود. در زمان گفتن این حرف ها چشم های احمد برق می زنند؛ برقِ امید. البته بلافاصله این را هم یادآوری می کند که پزشک تاکید کرده احتمال موفقیت عمل جراحی فرزندش تنها پنج درصد است.
اگر پول داشتیم...
احمد کارگر است. جوشکار و برق کار صنعتی است. می گوید در شرکت "گهر روش" از شرکت های زیرمجموعه شرکت گل گهر سیرجان کار می کرده که در جریان تعدیل نیروهای سال گذشته اخراج شده و با وجود وعده نماینده سیرجان برای عقد قرارداد با نیروهای تعدیل شده در پروژه های دیگر، هیچگاه سراغ احمد را نگرفته اند.
او حالا به صورت روزمزد در شرکت های مختلف کار می کند و ماهیانه به طور متوسط ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان درآمد دارد که ۱۰۰ هزار تومانش را می گذارد برای اجاره خانه ۲۱ متری اش. وقتی از احمد می پرسم منبع درآمد دیگری ندارید، پاسخ می دهد نه. اما معصومه بلافاصله با لبخندی تلخ می گوید: چرا یارانه هم می گیریم. هر دو ماه یک بار هم بهزیستی رقمی در حدود ۵۰ هزار تومان به حساب مان می ریزد. البته بعضی ماه ها هم می گویند مشکل دارند و همین رقم را هم نمی دهند.
مائده این روزها در نوبت آنژیوگرافی است اما پدرش معتقد است که تنگدستی موجب شده تا مداوای فرزندش هربار به دلیلی به تعویق بیفتد: اگر پول داشتیم حتما می توانستیم آنژیوگرافی را زودتر انجام دهیم اما وقتی دستمان خالی است کسی به ما اعتنا نمی کند.
زندگی در یخچال
بیماری مائده برایش پیامدهای زیادی داشته است. این دختر هفت ساله از کمبود وزن رنج می برد به طوری که تنها ۱۳ کیلو وزن دارد. همچنین به گفته والدین مائده او از بیماری ریوی رنج می برد و دایم در حال سرفه کردن است. دندان های مائده هم تحت تاثیر بیماری اصلی اش عفونت شدیدی دارند.
پدر مائده می گوید: درمان عفونت دندان های فرزندش نزدیک به سه میلیون تومان هزینه دارد. رقمی که تامین یک سوم آن هم برای این خانواده امکان پذیر نیست. وقتی که پول نیست مائده هم باید فعلا با همین دندان ها بسازد. این ها البته همه مشکلات نیست. دمای بالای بدن مائده موجب شده تا او در گرمای تابستان چند ساعت در یخچال بنشیند. معصومه می گوید: تابستان ها مائده خیس عرق است. او را هر روز با دعوا از یخچال بیرون می کشم.
راضی به رضای خدا....
هوا دارد رو به تاریکی می رود. مائده از ابتدا تاکنون ساکت مانده و کلمه ای به زبان نیاورده. پدر و مادرش اما همچنان دارند درد دل می کنند و از شرایطی که در آن گرفتار مانده اند می گویند. وقتی سوال می شود که حالا برنامه تان برای مداوای دخترتان چیست؛ احمد بلافاصله می گوید: راستش به این جماعت امیدی ندارم. اما دلم می خواهد بروم سراغ پزشکی که ایمان داشته باشد و تنها هدفش پول درآوردن نباشد. و در ادامه مادر مائده می گوید: اگر یک پزشک خوب هر کاری که از دستش بر می آید را انجام دهد وجدان مان آرام می شود. ما می خواهیم هر کاری که می شود را انجام دهیم نتیجه را هم به خدا واگذار می کنیم؛ راضی هستیم به رضای خداوند.
دوست دارم برف را ببینم
حرف های احمد و معصومه تمام شده، مائده برای لحظه ای کوتاه در پاسخ به این سوال که چه چیزی را دوست داری؛ می گوید: "دوست دارم برف بیاد" لحظه ای بعد مائده دفتر نقاشی اش را هم نشان می دهد. وقتی می پرسم نقاشی چی می کشی؛ می گوید: خونه می کشم. خونه خودمون رو کشیدم. اتاق ها مال ما هست. همه مون یک اتاق داریم." مائده چشم انتظار نگاهی مهربان هوا کاملا تاریک شده. وقتی از درِ چوبی بیرون می زنی تاریکی گاراژ بیشتر به چشم می آید. تا دمِ در همراهی ات می کنند. احمد مائده را بغل کرده و دست عارفه در دست معصومه است. مراسم خداحافظی تمام می شود احمد و مائده بر می گردند به داخل خانه. مائده اما چشم به بیرون دارد؛ شاید چشم انتظار است؛ چشم انتظار نگاهی مهربان یا در انتظار دست های سخاوتمند مردمانی که سرنوشت «مائده» ها برای شان اهمیت دارد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این پل کوچکترین پل بین المللی جهان است که جزیره سمت چپ متعلق به کانادا را به جزیره سمت راست که متعلق به آمریکاست وصل میکند حالا با یک پل چند متری مردم این جزایر که متعلق به دو کشور متفاوت هستند دارن با هم زندگی میکنن راستی چه راحت و بدون ویزا بهم سر میزنن و صادرات و واردات چقدر راحته تعرفه گمرکی هم ندارن !!!!!!
![]()
![]()
![]()
10. بیماری را با عرق کردن از بدن بیرون کنیم
مطمئناً همه ی ما در موقع سرما خوردگی خودمان را با چند پتو پوشانده ایم تا عرق کنیم و به این ترتیب بیماری را از بدن خارج کنیم. این کار اصلاً برای رهایی از شر بیماری موءثر نیست و تنها مزیت این کار آن است که چون احساس گرما می کنید، باعث می شود احساس خوبی داشته باشید.
9. خطر ابتلا به آنفولانزا از طریق واکسن
بعضی از مردم فکر می کنند که بعد از تزریق واکسن آنفولانزا به این بیماری مبتلا می شوند؛ این موضوع اصلاً حقیقت ندارد و از آنجا نشأت می گیرد که مردم فکر می کنند واکسن آنفولانزا حاوی ویروس ضعیف شده ی این بیماری است. واکسن آنفولانزا در واقع حاوی اجزایی از ویروس این بیماری است و ویروس کامل را در خود ندارد و بنابر این نمی تواند باعث بیماری شود.
8. سیستم دفاعی ضعیف
اگر سیستم دفاعی بدن شما به دلیل سایر بیماری ها ضعیف شده باشد به این معنی نیست که در معرض ابتلا به سرما خوردگی هستید. تحقیقات نشان داده اند که افراد سالم و بیمار به یک اندازه در معرض ابتلا به سرماخوردگی هستند. جالب تر اینکه در همین تحقیق 95 درصد از افرادی که ویروس سرماخوردگی مستقیماً به بینی آنها تزریق شده بود ناقل این بیماری بودند اما تنها 75 درصد از آنها علائم بیماری را از خود بروز دادند و به سرما خوردگی مبتلا شدند.
7. ویتامین C
اینکه می گویند مصرف زیاد ویتامین C باعث درمان سرماخوردگی می شود تنها یک افسانه است. با وجودی که استفاده از ویتامین ها و مواد معدنی مفید است اما هیچ تأثیری بر ویروس سرماخوردگی ندارند. وقتی به این ویروس مبتلا می شوید بهتر است از داروهای مسکن استفاده نمایید و صبر کنید تا ویروس از بدنتان خارج شود.
6. سرماخوردگی زمستانی
شایعه ای که در این باره وجود دارد این است که افراد بیشتر در طول زمستان به سرماخوردگی مبتلا می شوند اما واقعیت این است که این اتفاق بیشتر در فصل های بهار و پاییز می افتد و نه در زمستان. دلیل این مسئله آن است که ویروس سرماخوردگی در بهار و پاییز فعال می شود ولی در زمستان غیر فعال و خوابیده است.
5. نباید شیر بنوشید
بسیاری از مردم فکر می کنند که در زمان سرما خوردگی نباید شیر نوشید چون باعث تولید مایع مخاطی بیشتری می شود. این تفکر اشتباه است و شیر باعث تولید بیشتر مخاط نمی شود. شما می توانید هر قدر مایلید شیر بنوشید و هیچ تأثیری بر سر ماخوردگی تان نخواهد داشت.
4. بوسیدن بیمار سرماخورده
حتماً شنیده اید که می گویند نباید فرد مبتلا به سرماخوردگی راببوسید چون باعث می شود که بیماری به شما هم منتقل شود. واقعیت این است که مقدار ویروسی که در دهان و بر روی لب های فرد بیمار وجود دارد بسیار ناچیز است و نمی تواند شمارا بیمار کند. اما باید نگران ترشحات بینی باشید چون سرما خوردگی مطمئناً از این طریق منتقل می شود.
3. سرما باعث سرماخوردگی می شود
حتماً شما هم از بزرگتر ها شنیده اید که می گویند با لباس یا موی خیس از خانه خارج نشوید و یا حتماً خود را با لباس گرم بپوشانید چون سرما می خورید. در واقع در بیماری سرماخوردگی دمای بدن فرد یا دمای محیط هیچ تأثیری ندارد. وقتی ویروس سرماخوردگی به بدن شما منتقل شود به این بیماری مبتلا می شوید و فرقی نمی کند که احساس سرما کنید یا گرما و یا خشک باشید یا خیس.
2. نباید علائم سرماخوردگی را درمان کرد
بسیاری بر این باورند که علائم سرماخوردگی مثل سرفه، آبریزش بینی وغیره برای این بوجود آمده اند که بیماری ما را زودتر بهبود بخشند بنابراین نباید از دارو برای رفع این علائم استفاده کرد. اما واقعیت این است که این علائم نه تنها در کوتاه شدن دوره ی بیماری نقشی ندارند بلکه باعث می شوند بیماری به سایر افراد هم منتقل شود. بنابراین استفاده از داروهای مسکن و ضد سرماخوردگی علاوه بر اینکه تحمل بیماری را راحت تر می کنند، از انتشار آن هم جلوگیری می نمایند.
1.در زمان تب نباید غذا خورد
می گویند فردی که سرما خورده است در زمان تب نباید غذا بخورد امااین حرف کاملاً اشتباه است. خوردن غذا هیچ تأثیر منفی ای بر روی بدن ندارد؛ خصوصاً زمانی که بیمار هستید. در واقع عکس این مسئله درست است. خوردن غذا باعث می شود بدن سوخت کافی برای مقابله با بیماری را داشته باشد پس وقتی بیمار می شوید غذای سالم و به اندازه ی کافی بخورید. برای مثال سوپ مرغ شروع خوبی خواهد بود.
![]()
![]()
![]()
















![]()
![]()
![]()
2.ایا میدانید سریعترین ابر رایانه دنیا دارای سرعت 280 تریلیون و 600 میلیارد عمل در ثانیه است که برای PCها نهایتا 50 میلیارد است
3.آيا ميدانيد نژادي که فاشيست آلمان آن را ميپرسند آريايي بود و ريشه اش از ايران بود به همين دليل هيتلر به جهان حمله کرد به غير از ايران
4.ایا میدانید تعداد انسانهایی که توسط خر میمیرند، از انسانهایی که در سانحه هوایی میمیرند بیشتر است.
5.ایا میدانید اگر به صورت مدام 8 سال و 7 ماه و 6 روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کردهاید
6.ایا میدانید اگر امواج ماوراي صوت را به قسمت از فضا كه در ان گرد و غبار موجود باشد بتابانيم اين ذرات با سرعت رسوب ميكنند.
7.ایا میدانید درجه حرارت بالاترين قسمت يك شعله 1540 درجه در حاليكه پايين ترين قسمت ان 300 درجه حرارت دارد.
8.ایا میدانید به دلیل اینکه فلز کمیاب بود، اسکارهایی که در طی جنگ جهانی دوم داده شد، از چوب ساخته شده بود
9.ایا میدانید بروسلی خیلی سریع بود، به طوریکه باید فیلم را واقعا آهسته میکردند تا بتوانند حرکاتش را ببینند![]()
![]()
![]()
ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.
ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.
ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.
ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.
ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.
ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.
ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.
- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت
- آب دریا بهترین ماسك صورت است !
ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.
ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.
ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.
ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.
ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.
ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.
ـ در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ ا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد.
این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود.
مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد ...
جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و گفت: " شام چی داریم؟"
و این بار همسرش گفت: "مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!"
"گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم شاید عیب هایی که تصور میکنیم در دیگران است در واقع در خودمان وجود دارد!"
![]()
![]()
![]()
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته .
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت و...
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد..
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت " از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته یا اطمینان خاطر با فقط 15.86 دلار پارک کنم. ![]()
![]()
![]()
فقط يه ايراني ميتونه وقتی میره مهمونی فوری از صاحبخانه بپرسه اینجا متری چند ؟
فقط يه ايراني ميتونه هر چیزی که میوفته رو زمین با یک فوت ضد عفونی کنه !
فقط يه ايراني ميتونه کمتر ازیک سال بعد از مهاجرتش به یه کشور دیگه، زبان یاد بگیره، وارد دانشگاه بشه، تازه شاگرد اول کلاس هم بشه!
فقط يه ايراني ميتونه جلد بستنی که هیچی توش نداره رو لیس بزنه ولی بعد وقتی مهمونی تموم میشه همینطوری دیس دیس غذا بریزه تو سطل اشغال!!!
فقط يه ايراني ميتونه با وجود این همه نداری و بیکاری و تورم, وقتی مهمون واسش میاد سعی کنه بهترین پذیرایی کنه و بهترین غذارو بزاره واسه مهمونش تا یه وقت جلوش شرمنده نشه.
فقط يه ايراني ميتونه ساعت مچی ببنده رو دستش بعد اگه بهش بگی ساعت چنده؟ موبایلشو در بیاره و ساعت رو اعلام کنه!
فقط يه ايراني ميتونه طوری از بهشت و جهنم و حیات پس از مرگ صحبت کنه که انگار تور لیدر و هفته ای دوبار میره!
فقط يه ايراني ميتونه یکی رو که هیچ دخلی به فوتبال نداره از رییسی ستاد سوخت بذاره مدیرعامل یه باشگاه ورزشی!
فقط يه ايراني ميتونه اسم فیلمارو با شخصیت اصلیش صدا کنه!
فقط يه ايراني ميتونه تو لاین سرعت پنچرگیری کنه!!!
فقط يه ايراني ميتونه وقتی تو کوچه و خیابون، یه تیکه نون رو زمین میبینه تو دلش بگه نعمت خداست و نتونه بی تفاوت از کنارش رد بشه و برداره بوسش کنه بذاره کنار یه درخت تا گنجیشک ها بیان بخورنش
فقط يه ايراني ميتونه شبا که واسه دستشویی رفتن بیدار میشه سر راه در یخچال رو باز کنه توشو نگاه کنه بعد در ببنده و بره بخوابه!
![]()
![]()
![]()
این صداها میشود انعکاس و تا هنوز هم در حال پخش است دوستانی که در بحرانی ترین لحظات هم مهربانی شان را از نوزادم دریغ نکردند و یاریش کردند و با گرفتن دستان کوچکش کمک کردند این نوپای کوچک تنها کمی روی پاهای نا توانش بایستد و لی هنوز تا تاتی تاتی کردن و راه رفتن فاصله دارد و آنهم میدانم و مطمئنم با وجود نازنینانی چون شما بدان مرحله هم خواهد رسید ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پسر تو درس می خواند و کار نمی کند،من کار می کنم و درس نمی خوانم.
پدر من نه کار دارد ، نه خانه،تو هم کاری داری هم خانه ، هم کارخانه ؛
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه چیز عادلانه تقسیم شده است:
سود آن برای تو ، دود آن برای من. من کار می کنم ، تو احتکار می کنی.
من بار می کنم ،تو انبار می کنی. من رنج می برم، تو گنج میبری.
من در کارخانه ی تو کار میکنم. و در اینجا هیچ فرقی بین من و تو نیست:
وقتی که من کار می کنم، تو خسته می شوی،وقتی که من خسته می
وقتی که من بیمار می شوم ،تو برای معالجه به خارج می روی.
من در کارخانه ی تو کار می کنم. و در اینجا همه کارها به نوبت است:
یک روز من کار می کنم، تو کار نمی کنی،
روز دیگر تو کار نمی کنی ، من کار می کنم.
من در کارخانه ی تو کار می کنم
کارخانه ی تو بزرگ است.
اما کارخانه ی تو هر قدر هم بزرگ باشد،
از کارخانه ی خدا که بزرگتر نیست.
کارخانه ی خدا از کارخانه ی تو و از همه ی کارخانه ها بزرگتر است.
و در کارخانه ی خدا همه ی کارها به نوبت است،
در کارخانه ی خدا همه چیز عادلانه تقسیم می شود.
در کارخانه ی خدا ، همه کار می کنند.
در کارخانه ی خدا ، حتی خدا هم کار می کند.
قیصر امین پور![]()
![]()
![]()
سه جلوش بی نهایت صفر داشت دفترمشقش را جمع می کرد.چشمش افتاد به روزنامه ای که مادر روی آن برای همسایه ها سبزی پاک کرده بود.تیترش یک سه بود با بی نهایت صفرجلوش.عدد سه ناگهان او را از جا پراند. بابا، پس فردا با بچه های مدرسه می برنمون اردو. سه هزار تومن می دی؟ بابا سرش را بلندنکرد.باصدایی آرام گفت:فردا یه کم بیشتر مسافر می برم، سه هزار تومن هم به تو میدم. با وعده شیرین بابا خوابید. صبح زود، رفت کنارپنجره. پرده را کنار زد. باران ریزوتندی می بارید.قطره های باران برای رسیدن به زمین مسابقه گذاشته بودند. بند دلش پاره شد:آخه توی این بارون که مسافر سوار موتور بابام نمی شه. اشک توی چشمهایش حلقه زد. از پشت پنجره آمد کنار. یک قطره اشک از روی صورتش چکید روی یکی از بی نهایت صفرهایی که جلوی عددسه رژه می رفت!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمیتوانستم یک استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میکنم در غیر اینصورت از شما میخواهم به من نمره کامل این درس را بدهید.استاد قبول کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست، منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل درس را به آن دانشجو بدهد.بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید. و شاگردش بلافاصله جواب داد:قربان شما 63 سال دارید و با یک خانم 35 ساله ازدواج کردید که البته قانونی است ولی منطقی نیست.همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیست و این حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید آن درس را رد میشد نه قانونی است و نه منطقی!!!!!!!!!!!! ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |

























